شدم عین ادمی که افتاده ته چاه و هر طنابی به سمتش میاد و میگیره و اگه شانسش اون طناب پوسیده باشه چنان دوباره میخوره ته چاه که دردش از ته چاه بودن بدتره :(
کاری دستم نیس .. باید بسپارم به خدا ..
+اگر دری میان ما بود
میکوفتم
درهم میکوفتم
اگر میان ما دیواری بود
بالا میرفتم پایین میآمدم
فرو میریختم
اگر کوه بود دریا بود
پا میگذاشتم
بر نقشهی جهان و
نقشهای دیگر میکشیدم
اما میان ما "هیچ" نیست
"هیچ"
و تنها با "هیچ"
"هیچ" کاری نمیشود کرد ..
شهاب مقربین
++روز خوبی بود ولی تهش خوب نبود .. تهش خراب شد یکم ! ولی هنوزم وقت هست ..
